
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
پلی شکسته بین ماست
فاصله کم نمی شود
هیچ یک از ما دو نفر
سمت خطر نمی رود
عشق دچار ترس وبیم

پلی شکسته بین ماست
به یکدیگر نمی رسیم
هراس از سقوط ها
همیشه مانع شده اند
چه ساده قلب های ما
به جبر قانع شده اند
زمین ستاره را به خود
خودی تر از سنگ ندید
کدام جاذبه تو را
به سمت دیگری کشید
پشت به ماجرا شده
گریه مگر سیل شود
پر کند این شکاف را
که قایقی پیش رود
پلی شکسته بین ماست
در این طرف که درد ماند
به آن طرف نگاه کن
زنی بدون مرد ماند

اگر چه در قصه ما
فاصله ناگزیر بود
کاش که مرد حادثه
شکست نا پذیر بود
کاش که مرد حادثه
شکست نا پذیر بود
نوشته شده توسط سارینا در جمعه نوزدهم بهمن 1386 ساعت 19:1 موضوع | لینک ثابت

به نام خداوندی که بس مهربان و رحیم است.
پناه بی پناهان ، پشتوانه استوار راستگویان ، ودرست کرداران است.
ای خدای بزرگ ، ای همه چیزم و همه کسم ، ای پناهم ، ای یاری دهنده ام.
ای عشقم ، ای امیدم ، آرزویم ، ای آن که بی تو هیچم ، با تو همه چی
ای توان ناتوانیهایم ، ای یاورو مونس خلوت تنهائیهایم ، ای همیشه بود.
هیچ می دانی تو را تا فراسوی مطلق زمان ، تا بی کران ، تا بی نهایت تا بالاتر از تمامی ادراک انسانها، تا بیشتر ار وسعت خلقت کهکشانهایت، وبالاخره به تمامی عظمت و وسعت ناشناخته های علم بشر ، تو را می پرستم ، وبه تو عشق می ورزم
در بود با توأم ، در نبود با تو
در هست تو را دارم، در نیست تو را دارم
امیدم توئی ، اشک من توئی ، دریا توئی ، آسمان توئی، درد من توئی ، همه جا توئی ، همه کس توئی.
بی تو من نیم ، بی تو من کیم ، ای نشانه ام ، خود تو دانی عشق من توئی.
ای بخشاینده ، ای کرم ، ای جود، ای سخاوت ، ای مهربانی ، ای زندگانی ، این کمترین ، این عاشقت. خود تو دانی این دم، یک دمی دنیا من چه بارها و چه مصیبتها که به دوش نکشیدم .
هر چه کشیدم مقدر تو دانستم ، آن را بوته امتحانت به حساب آوردم.
اگر نالیدم به درگاه تو بود.
اگر زار گریستم به پیشگاه تو بود.
اگر خواستم فقط از تو خواستم.
اگر داشتم از تو داشتم.
در این دنیا تو دانی چه زجرها که نکشیدم.
تو دانی چه محبتها که تقدیم کردم ، متأسفانه چه دشمنی ها در ازای آن نخریدم.
تو دانی اگر بر گنهی نشستم، گنه و ظلم برخود بود ، نه دیگری
خدایا این تو هستی که می دانی این جهان دمی بیش نیست.
و من آن دم را هم به گنه آلودم.
خدایا این توئی که بخشاینده ای ، واین منم گنه کارم.. اگر گنهی کردم ظلمی و گنهی بر خود بود.
باکم نیست.
چون قصاص تو را به جان خریدم ، قصاص تو بهشت من است. اوج و عروج من است.
ای خدای من ، اگر بخواهم برایت بنویسم باید مثنویها بنویسم ودر کم مانده عمر وقت برای نوشتن تنگ است و کار بسیار ................................![]()
نوشته شده توسط سارینا در یکشنبه هفتم بهمن 1386 ساعت 14:49 موضوع | لینک ثابت
سلام به دوستای عزیزم![]()
امروز می خوام از عزیزی تشکر کنم هر چند این عزیز لیاقتش خیلی بیشتر از ایناست و نوشته
های من هیچ وقت نمی تونن جواب گوی بزرگی و دل بزرگش و خوبیش روبده ولی می گم که
دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتت دارمممممممممممممممممممممممممممم به بزرگیههههههههههههه دنیا![]()
راستش امروز بعد از چندسال چیزایی رو که می خواستم یکی باشه تا گوش بده و بدونه اما نبود
و نشد که بگم گفتم . به کسی گفتم که خیلی بزرگه . امروز راحت شدم – امروز دیگه می تونم
نفس بکشم ، می تونم یک خنده ای که رو لبم می یاد رو واقعی و مال خودم بدونم چون دیگه از
خنده هایی که مصنوعی بود و با الاجبار و برای شاد بودن دل دیگران بود خسته شده بودم.
همیشه می خندیدم برای شاد بودن دیگران – همیشه من باید سنگ صبور دیگران می بودم –
همیشه دیگران انتظار بزرگی – خوب بودن – گذشت – صبور بودن و تحمل کردن را از من
داشتن ولی امروز کسی دیگه بود تا حرف دلم و گوش بده و من بهش بگم – امروز عزیزی
دیگه بود تا به حرف دل من هم گوش بده حقا که به موقع اومد چون دیگه داشتم به آخر خط می
رسیدم. واون باعث شد دوباره امروز یک نور امیدی تو دلم زنده شد تا باز ادامه بدم و نشکنم .
ممنونم از تو با تمام وجودم![]()
امروز از خدا خواستم هیچ وقت این عزیز رو از من نگیره
. نمی دانم این خواسته من مثل
دیگر خواسته هام نا امید می شه یا اینکه........................................ نمی دونم لایق هستم
یا نه![]()
نازنینم بدون همیشه دوستت دارم- برای هدفت دعا می کنم البته اگر به درگاه خدا لایق باشم و
پیشش جایگاهی داشته باشم دعام مستجاب می شه و دوست دارم یک روز به قله رسیدنت رو ببینم
به اوج رسیدنت آرزوی منه امیدوارم به حقت برسی چون لایقشی ![]()
اگه از جملاتی که در شانت بود استفاده نکردم من و ببخش
دوســـت دارم ![]()
دوســـت دارم![]()
دوســـت دارم![]()
ساریــــنا
برای همه محبتت ممنون
هیچ وقت ترکم نکن ازتو خواهش می کنم ![]()
قابل توجه بعضی ها این نوشته ها از طرف سارینا به ........ نه ...... به سارینا![]()
نوشته شده توسط سارینا در دوشنبه یکم بهمن 1386 ساعت 13:47 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
تو بگو کجا دنبالش بگردم..........
من بازمي يام به خاطر کي نمي دونم ........ ......شايد........
نمی دونم چی بگم شاید بشه گفت این لحظه واقعا لحظات دلتنگی.......ولی یادتون نره خیلی دوستتون دارم
لحظات دلتنگی...........
دنیا.....................
حکایت...........................
سال نو مبارک
این و فقط برای دلم نوشتم ............فقط دل...............
روزی در این خانه را به عشق تو گشودم افسوس که قدر ندانستی....................