به نام خداوندی که بس مهربان و رحیم است.

پناه بی پناهان ، پشتوانه استوار راستگویان ، ودرست کرداران است.

ای خدای بزرگ ، ای همه چیزم و همه کسم ، ای پناهم ، ای یاری دهنده ام.

ای عشقم ، ای امیدم ، آرزویم ، ای آن که بی تو هیچم ، با تو همه چی

ای توان ناتوانیهایم ، ای یاورو مونس خلوت تنهائیهایم ، ای همیشه بود.

هیچ می دانی تو را تا فراسوی مطلق زمان ، تا بی کران ، تا بی نهایت تا بالاتر از تمامی ادراک انسانها، تا بیشتر ار وسعت خلقت کهکشانهایت، وبالاخره به تمامی عظمت و وسعت ناشناخته های علم بشر ، تو را می پرستم ، وبه تو عشق می ورزم

در بود با توأم ، در نبود با تو

در هست تو را دارم، در نیست تو را دارم

امیدم توئی ، اشک من توئی ، دریا توئی ، آسمان توئی، درد من توئی ، همه جا توئی ، همه کس توئی.

بی تو من نیم ، بی تو من کیم ، ای نشانه ام ، خود تو دانی عشق من توئی.

ای بخشاینده ، ای کرم ، ای جود، ای سخاوت ، ای مهربانی ، ای زندگانی ، این کمترین ، این عاشقت. خود تو دانی این دم، یک دمی دنیا من چه بارها و چه مصیبتها که به دوش نکشیدم .

هر چه کشیدم مقدر تو دانستم ، آن را بوته امتحانت به حساب آوردم.

اگر نالیدم به درگاه تو بود.

اگر زار گریستم به پیشگاه تو بود.

اگر خواستم فقط از تو خواستم.

اگر داشتم از تو داشتم.

در این دنیا تو دانی چه زجرها که نکشیدم.

تو دانی چه محبتها که تقدیم کردم ، متأسفانه چه دشمنی ها در ازای آن نخریدم.

تو دانی اگر بر گنهی نشستم، گنه و ظلم برخود بود ، نه دیگری

خدایا این تو هستی که می دانی این جهان دمی بیش نیست.

و من آن دم را هم به گنه آلودم.

خدایا این توئی که بخشاینده ای ، واین منم گنه کارم.. اگر گنهی کردم ظلمی و گنهی بر خود بود.

باکم نیست.

چون قصاص تو را به جان خریدم ، قصاص تو بهشت من است. اوج و عروج من است.

ای خدای من ، اگر بخواهم برایت بنویسم باید مثنویها بنویسم ودر کم مانده عمر وقت برای نوشتن تنگ است و کار بسیار ................................

 


 

نوشته شده توسط سارینا در یکشنبه هفتم بهمن 1386 ساعت 14:49 موضوع | لینک ثابت